
سارا جونم خیلی دوستت دارم عزیزم ... خیلی ... خیلی ...






دیگه چی جوری باید بگم دوستت دارم ؟؟؟

گيتي عرض است و فاطمه جوهر او



نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.
بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
گفت نه.
گفتم: خسته مي شي بذار كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟
بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم.
اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟
آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.
وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري
هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش.
ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم
به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده.
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.
آخه مي دوني اون خودش گفته
كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد
و يواش يواش ازم دور شد.
و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم.
دلم مي خواست بهش بگم
خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم.
بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم
اون براي من هر كسي نبود.
گفت و اين بار رفت سمت دريا.
سهمش از تنهايي هاش دريايي بود كه رازدارش بود

یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست
ان گل صدبرگ خوشبویت کجاست
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست
راه پیمودم پس منزل کجاست
کعبه بی فاطمه مشتی گل است
قبر زهرا کعبه اهل دل است

قطره قطره پاک خواهد شد
همنشینِ خاک خواهد شد
روزگاری در همه محفل ها
برایش سینه ها چاک خواهد شد
هر کس یادی از او بشنود
نم نمک مستِ میِ تاک خواهد شد
از بیمِ دردِ فراقش روزگار
عجینِ بارانِ نمناک خواهد شد
کسی کو زیادش آسان برفت
باقی عمرش به لاک خواهد شد
زمانه الباقی به کارش می کشد
نخورده می عشق هلاک خواهد شد
از من نپرس چقدر دوستت دارم
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

همیشه دوستت دارم
ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

من تو رو دوست دارم تو که با من نامهربونی
بدون که تا آخر دنیا توی قلبم یه عشق ناز می مونی
من تو رو میخوام عزیزم اینو از چشام میخونی
عشق تو مقدسه مثل نماز عشق به یاد من می مونی
اگه دلتنگت میشم بدون تو رو دوست دارم
بدون همیشه عشقمی بدون فقط تو رو دارم
بگو تا این ترانه رو بنویسم به نام تو
ببین سند زدم دلو به یاد خنده های تو
اگه چشام تر میشه بدون دوست دارم تا پای جون
بدون همه غریبه و فقط تو آشنا بمون
بگو تا آتیش بزنم ترانه هامو زیر پای تو
تو ترانه ی منی بدون که عاشقت می میره غزل غزل برای تو
اگه دیوونه ات شدم می خوام بگم که جونمی
می خوام کلید این رگ و بدم به تو که خونمی
می خوام که بدونی شاهزاده ای توی قصه های من
اگه بخوای دل بکنی بسته میشه صفحه ی قصه های من
خوب میدونی تو رو میخوام نه از هوس نه از غرض
بازم میگم تو رو میخوام برای عشق همینو بس!

عشق يعنی با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دريک جمله يعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی در جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختــن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی سوز نی آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی با گلي گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم و دل برهم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچومن شيدا شدن
عشق يعنی قلــه و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد ومحنت دردرون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی ياد يک رويای نرم
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب
عشق يعنی حلقه های بی حساب
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق يعنی آخــرخط بهـشــت
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها
عشق يعنی آبـی بی انتـــها
عشق يعنی زرد تنها و غريب
عشق يعنی سرخی ظاهر فريب
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد
عشق يعنی حسرتت پاينده باد
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او
عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
وبه مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار به موسی شدنش می ارزد
گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم
سبر این کرم به ریبا شدنش می ارزد

عشق یعنی مستی دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني



یه در خواستی هست و پس واستی حتما
امیدوارم که نبیبی کم کاستی از من
صدها بار گفتم و باز می گم
حالا دیگه خود دانی چون من راست میگم
... سارا جون دوستت دارم عزیزم ...


(منتظر جواب هستم ها ... ؟؟؟)

سلام به تمام عزیزان
امیدوارم که همتون خوب باشید و از وب سارا خانم خوشتون امده باشه
سارا جون تولد وب بهت تبریک میگم و ازت پوزش میخوام که به موقع این پست رو نزاشتم ... ولی تو خودت خوب حالم رو میدونی ........
عزیزم مبارک ایشا... که همیشه موفق باشی


ایشا... که هیچ وقت این وب رو نبندی و واقعا حرفت عوض نشده باشه ...!!؟!!
دوستت دارم دیووووووووووووووووونه!!!
دل سياه و آشيان بي رنگ نيست
يك قدم بالا، اندكي پايين
رنگ عشقي، نقش نوري، نازِ مهري
انتظارت ميكشد
زندگي پر نيست، بيشك
يك قدم اما
بيشتر ميبايد...

برای خاطر ساحل نه دريا تب بارونو از چشمام جدا كن
كه طوفان آخرين فانوس شب رو شكسته ، دل شكستن رو رها كن
من اينجا چشم براه تو مسافر نشستم منتظر ، غمگين و عاشق
منم تنهاترين شبگرد دريا سوار عرشه دلگير قايق
نبايد از شب تاريك چشمام دل دلواپس ساحل بگيره
كه اينجا روزن نور و اميده نبايد چشم لنگرگاه بميره
فقط تنهايی و فانوس و طوفان هميشه سهم اين عاشق نبوده
برای خاطر تنهايی تو ترانه رو ترانه می سروده
ميون ساحل و دريای وحشی يه بندر اضطراب و انتظاره
يه عاشق رو به دريا پشت به ساحل هميشه چشم براه و بيقراره...
(شعر از مسعود عباسی)

حرفي براي گفتن ندارد
وقتي يک پسر بحث نميکند
حال وحوصله بحث کردن ندارد
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

ميليونها فکر در سرش مي گذرد
وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
وقتي يک دختر هر روز براي تو اس ام اس مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
نشسته ام تو مهربان من تو عزيزترين من بيا که در انتظارت مرده ام من چشم
در راه نيستم ! من خسته از دوريت نيستم ! چون.... تو هميشه در قلب مني
و با تمام وجود مي خواهم بگويم که
دوستت دارم ...![]()
دل من دیر زمانی است که می پندارد دوستی مثل گل نیلوفر و ناز ساقه ای دارد ظریف بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد این ساقه نازک را ندانسته بیازارد. در زمینی که ضمیر من و توست. در نخستین دیدار هر سخن,هر رفتار,برگ و باری است که می افشانیم. دانه هایی است که می رویانیم. آب و خورشید و نسیم اش همه"مهر". زندگی را به دل انگیز ترین چهره بیاراست که تمنای وجودت همه او باشد و بس. بی نیازت سازد او,از همه چیز و همه کس. زندگی گرمی دل های به هم پیوسته است تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است 


