تبليغاتX
دوستت دارم دیییییییییییییییییییونه



 

خدا جونم کجایی !!؟؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:51 توسط مسعود |



+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:26 توسط سارا |



 
 
 

هرگز از بی کسی خویش مرنج ، هرگز از دوری این راه مگو و از این تنهایی ، و از این

 

 فاصله ها ... که میان من و تو روئیده است ...

 

بگذار تا که پروانه ، تنهایی از این پنجره آزاد شود ، برود .

 

بال خود را بسپار به نسیم ، قاطی باد شو ، بگذار کبوتر خوشبختی روی بام قفست بنشیند .

 

هر زمان که دلت تنگ من است ، بهترین شعر مرا قاب کن ، پشت نگاهت بگذار تا که

 

تنهائیت از دیدن آن جا بخورد و بداند که دل من با توست در همین یک قدمی ...

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:13 توسط سارا |



+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 22:15 توسط مسعود |



غیر از تو آخه من که کسی ندارم ...

غیر از تو آخه من به که نازم ...

غیر از تو آخه من که به بوسم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 22:13 توسط مسعود |



بازم یه مسئله ی پیچیده ی دیگه...
آخه چرا؟ واقعا چرا باید چنین چیزای مسخره ای بینمون پیش بیاد؟
پریشب که اومدم خونه خوابم نمی برد..نمی دونم چرا ...ولی خیلی دلم می خواست که باهات حرف بزنم...خیلی...
همش گوشی دستم بود و شمارتو می گرفتم...لامصب نمی گرفت...
بی خیال شدم و منتظر شدم که تو زنگ بزنی..تو هم شروع کردی به تک زدن...
اعصابم خیلی خورد بود..بعد اس ام اس زدی گفتی که نمی تونی بهم زنگ بزنی
خیلی دیگه داغون شدم ..
بهت پیام زدم که شب بخیر و..
تو هم جواب دادی و شب بخیر گفتی..
اصلا نمی تونستم بخوابم..می خواستم که بات حرف بزنم ...به زور دیگه داشت خوابم می برد ..که تو باز شروع کردی به تک زدن..داشت گریم در می اومد ..آخه با هر زنگت از جا می پریدم..فکر میکردم که می خوای حرف بزنیم..ولی تا بر می داشتم قطع می کردی..
تو خواب و بیداری و عصبانیت بودم که اون پیام رو زدم....مگه شب بخیر نگفته بودی؟؟؟
 
فرداش که پا شدم تازه فهمیدم چه حرف بدی بهت زدم...اینو از جوابت فهمیدم..صبح تازه فهمیدم چی شده...
ازت معذرت خواهی کردم..۲ بار..ولی جواب ندادی..یه اس ام اس زدی که خوابم....
خواستم به خودت بیای ..واست زدم که دیگه بات کاری ندارم...واقعا از نظر خودم داشتم باهات شوخی می کردم...واسه اینم که یه خورده اذیتت کرده باشم تصمیم گرفتم بار دهم که زنگ زدی جوابتو بدم که ۸ بار بیشتر زنگ نزدی...فکر می کردم اینقدر ارزش دارم که حداقل ۱۳ بار رو زنگ بزنی !
بقیشم که خودت کامل در جریانی..جواب اس ام اسم رو ندادی
امروزم واست زدم خوبی؟ بازم جواب ندادی...نمی دونم چرا...ولی منم دیگه جوابت رو نمی دم.....اشکالی نداره...از همه خوردم..تو هم روش..
 
فقط امیدوارم خوب باشی ...
 
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:5 توسط سارا



+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:31 توسط سارا |



 

براش بنويس دوستت دارم 

 

آخه مي دوني

 

آدما گاهي وقت ها خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برند

 

ولي يك نوشته به اين سادگيا پاك شدني نيست

  

گرچه پاره كردن يك كاغذ از شكستن يك قلب هم ساده تره

 

ولي تو بنويس...

 

تو...

 

بنويس كه دوستت دارم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:29 توسط سارا |



+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 11:54 توسط سارا |



 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:58 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:53 توسط مسعود |



 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:52 توسط مسعود |





جدیدترین قالب وبلاگ


خدمات وبلاگ نويسان جوان