تبليغاتX
دوستت دارم دیییییییییییییییییییونه



حتی به خودت زحمت ندادی که من رو ببینی ....... خدا ازت نگذره ......

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:20 توسط مسعود |



 

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:18 توسط مسعود |



+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:17 توسط مسعود |



+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:16 توسط مسعود |



تو کوچه ی عاشقی ، نمی شنوم من صدای !

تا کی برای محبت باید بکنم گدای ؟

فکر یه آدم عادیم ندارم شهرت

حالا طرح دوستی بریز اگه داری جرات

معروفتر از من بود که رفتی پیشش آره ؟؟؟؟

ازین معروفترم داریم می خوای بدم شماره ؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:15 توسط مسعود |



+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 16:13 توسط مسعود |



با سلام خدمت همه عزیزان و تبریک روز عشاق یا همون والنتاین ... این سال پنجم عشق من و سارا جونم هست تو این پنج سال خیلی سختی ها دیدیم .. خیلی رنج و عذاب کشیدیم .. خیلی اشک ریختیم ... خیلی ... اما چون عشقمون پاک و حقیقی بود پا برجا موندیم و همه این سختیا و مشکلات رو پشت سرمون گذاشتیم و به دنیامون لبخند زدیم نمیگم این پنج سال همش عذاب بوده این پنج سال خیلی لحظه های زیبای هم داشته ... خیلللللللیییییییی .....

خیلی خنده داشته ... خیلی شوخی ... خیلی سوتی ... خیلی گذشت ... خیلی احساس ... خیلی دلتنگی ... خیلی مهربونی  و خیلیـــــــــــی عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــق و محبت

همه اینا بود ...

اما الان میخوام از این روز بگم این اولین والنتلینی هست که بینمون مشکل هست ... این اولین باری هست که یه مشکل اینقدر حلش طول میکشه... خیلی ناراحتم .. خیلی تنهام .. عصبانیم و دارم دق میکنم و همه دور و ورم رو خالی کردن .. هیچکی پیشم نمونده هیچکی ... حتی سارا جونمم من رو تنها گذاشته....

نمیدونم این دنیا برامون چی قایم کرده ولی از این متمانم که اگه هنوز عاشق هم باشیم از این مشکلم میتونیم بگزریم ... امیدوارم که زودتر جوابه همه سوالات رو بگیری چون سارا جونم دیگه دارم خسته میشم و کم میارم نمیدنم چقدر میتونم با این تو دهنی ها کنار بیام .. نمیدونم چقدر میتونم با این ای اهمیتی هات را بیام .. نمیدونم دیگه بدونه محبت و عشقت چقدر میتونم دووم بیارم .. نمیدونم چقدر میتونم با این عشق یه طرفه زنده بمونم ... چون جدا دارم دیگه کم میارم و خسته میشم

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهای ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايی من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضی كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايی هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم :

                                      دوستت دارم 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:56 توسط مسعود |



من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو ، به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو ، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:34 توسط مسعود |



من آفتاب انديشه را به سرزمين عشق خواهم كشاند من ستاره اميد را در دل پرمهرت خواهم نشاند و خواهم نوشت: .... دوستت دارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:27 توسط مسعود |



اگر باران بودم آنقدر می باريدم تا غبار غم را از دلت پاک كنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولی افسوس كه نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 13:8 توسط مسعود |



با سلام خدمت تمام عزیزانی که از این وب بازدید میکنند ... شاید همه تعجب کنن که چرا این وب این قدر در همه ( مثل دلمه ... )

دلیلش اینه که صاحب این وب مثله این که فقط از دل من نمیخواد بگذره بلکه از وب هم گذشته ... (دلیل آهنگ وب)

راستش منم بلد نیستم چی جوری به این جا سر وسامون بدم .. من بلد نیستم به زنگیمم سر و سامون بدم ...

 

برامون دعا کنید عزیزان ... میخواستم این نوحه را بزارم ولی گفتم دلیل آهنگ چی هست ... حالا شما برید و این نوحه رو گوش کنید ...

 

اگه هم نظری یا حرفی داشتید برامون نظر بذارید ممنون میشم

موفق باشید .... التماس دعا

http://bahar-20.com/ftp/cod.nohe/page/01/php/test/3/11.htm

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 19:15 توسط مسعود |



خدایا بحق این روزت و بحق علی و خلافتش حاجتم رو روا کن .... ای خدا ...!

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:53 توسط مسعود |



عیدت مبارک سارا جونم ...

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:49 توسط مسعود |



 

خدایا بحق روز عرفه من رو به آرزو هام برسون

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 16:46 توسط مسعود |



+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 13:51 توسط مسعود |



 

+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 13:48 توسط مسعود |



+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 13:47 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:25 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 17:23 توسط مسعود |



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:36 توسط مسعود |



 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:35 توسط مسعود |



+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:31 توسط مسعود |



به حق این ماه و این قرآنت ما رو بهم برسون و نصیب هم قرار بده .. اگه صلاحمون نیست که بهم برسیم ، صلاحمون بزار که واسه هم باشیم و بهم برسیم و زندگی خوبی داشته باشیم .

 ( يا من اكفى من كل شيء و لم يكفي منه شيء

 اكفني ما اهمني به حق احب و اعز الخلق اليك

بمحمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين

و التسعة المعصومين من ذرية الحسين عليهم السلام اجمعين )

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:31 توسط مسعود |



کوچولوی من دوستت دارم عزیییییزم

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:0 توسط مسعود |



خدایا به حق این ماه مبارک سارا جونم رو هیچ وقت ازم نگیر

و بزار همیشه من و دوست داشته باشه و عاشقم بمونه ...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:54 توسط مسعود |



 

خدا جونم کجایی !!؟؟؟؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:51 توسط مسعود |



+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 22:15 توسط مسعود |



غیر از تو آخه من که کسی ندارم ...

غیر از تو آخه من به که نازم ...

غیر از تو آخه من که به بوسم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 22:13 توسط مسعود |



 

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:58 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:53 توسط مسعود |



 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:52 توسط مسعود |



بنشین ، مرو ، صفای تمنایی من ببین !

امشب چراغ عشق چر این خانه روشن است ،

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز ،

بنشین ، مرو ، که نه هنگام رفتن است !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 17:13 توسط مسعود |



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 16:54 توسط مسعود |



 

سارا جونم خیلی دوستت دارم عزیزم ... خیلی ... خیلی ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:40 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:37 توسط مسعود |



 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:36 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:33 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:32 توسط مسعود |



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:31 توسط مسعود |



دیگه چی جوری باید بگم دوستت دارم ؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 18:14 توسط مسعود |



 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 21:40 توسط مسعود |



 

یا علی رفتم بقیع اما چه سود

هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست

ان گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هرچه باشد من نمک پرورده ام

دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است

فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کردم دل کجاست

راه پیمودم پس منزل کجاست

کعبه بی فاطمه مشتی گل است

قبر زهرا کعبه اهل دل است

 

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:14 توسط مسعود |



 

 

 

قطره قطره پاک خواهد شد
همنشینِ خاک خواهد شد
روزگاری در همه محفل ها
برایش سینه ها چاک خواهد شد
هر کس یادی از او بشنود
نم نمک مستِ میِ تاک خواهد شد
از بیمِ دردِ فراقش روزگار
عجینِ بارانِ نمناک خواهد شد
کسی کو زیادش آسان برفت
باقی عمرش به لاک خواهد شد
زمانه الباقی به کارش می کشد
نخورده می عشق هلاک خواهد شد

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:9 توسط مسعود |



 

از من نپرس چقدر دوستت دارم

                         اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

                          به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

                             مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

                     مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

                                         بگو معنی تمرین چیست ؟

                                     بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

                                             بریدن از خودم را ؟

                         مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ...

              از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

                           همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

         تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

                            نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

                                   هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

                              مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

 

 

 

 

همیشه دوستت دارم

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:6 توسط مسعود |



 

 

من تو رو دوست دارم تو که با من نامهربونی

بدون که تا آخر دنیا توی قلبم یه عشق ناز می مونی

من تو رو میخوام عزیزم اینو از چشام میخونی

عشق تو مقدسه مثل نماز عشق به یاد من می مونی

اگه دلتنگت میشم بدون تو رو دوست دارم

بدون همیشه عشقمی بدون فقط تو رو دارم

بگو تا این ترانه رو بنویسم به نام تو

ببین سند زدم دلو به یاد خنده های تو

اگه چشام تر میشه بدون دوست دارم تا پای جون

بدون همه غریبه و فقط تو آشنا بمون

بگو تا آتیش بزنم ترانه هامو  زیر پای تو

تو ترانه ی منی بدون که عاشقت می میره غزل غزل برای تو

اگه دیوونه ات شدم می خوام بگم که جونمی

می خوام کلید این رگ و بدم به تو که خونمی

می خوام که بدونی شاهزاده ای توی قصه های من

اگه بخوای دل بکنی بسته میشه صفحه ی قصه های من

خوب میدونی تو رو میخوام نه از هوس نه از غرض

بازم میگم تو رو میخوام برای عشق همینو بس!

 

+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 0:2 توسط مسعود |



 

عشق يعنی با غم الفت داشتن

         سوختن با درد نسبت داشتن

                    عشق دريک جمله يعنی انتظار

                                انتظار روز رجـــعت داشتن

                                       عشق يعنی مستی و ديوانگی

                                                عشق يعنی در جهان بيگانگی

                                       عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

                              عشق يعنی سجده ها با چشمان تر

                     عشق يعني سر به در آويختن

             عشق يعنی اشک حسرت ريختن

  عشق يعنی در جهان رسوا شدن

         عشق يعنی مست و بی پروا شدن

                  عشق يعنی سوختن يا ساختــن

                           عشق يعنی زندگی را باختن

                                   عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار

                                           عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

                                     عشق يعنی ديـده بر در دوختـن

                           عشق يعنی در فراقش سوختن

                 عشق يعنی لحظه های التهاب

        عشق يعنی لحظه های ناب ناب

 عشق يعنی با پرستو پر زدن

         عشق يعنی آب بر آذر زدن

                   عشق يعنی سوز نی آه شبان

                            عشق يعنی معنی رنگين کمان

                                     عشق يعنی با گلي گفتن سخن

                                              عشق يعنی خون لاله بر چمن

                                      عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                             عشق يعنی رسم و دل برهم زدن

                    عشق يعنی يک تيمم يک نماز

          عشق يعنی عالمی راز و نياز

عشق يعنی چون محمد پا به راه

       عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

               عشق يعنی بيستون کندن به دست

                        عشق يعنی زاهد اما بت پرست

                                 عشق يعنی همچومن شيدا شدن

                                          عشق يعنی قلــه و دريا شدن

                                 عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                       عشق يعنی درد ومحنت دردرون

              عشق يعنی يک تبلور يک سرود

   عشق يعنی يک سلام و يک درود

           عشق يعنی جام لبريز از شراب

                    عشق يعنی تشنگی يعنی سراب

                            عشق يعنی حسرت شبهای گرم

                                    عشق يعنی ياد يک رويای نرم

                                        عشق يعنی غرقه گشتن در سراب

                                    عشق يعنی حلقه های بی حساب

                          عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت

                  عشق يعنی آخــرخط بهـشــت

         عشق يعنی گم شدن در لحظه ها

عشق يعنی آبـی بی انتـــها

        عشق يعنی زرد تنها و غريب

                عشق يعنی سرخی ظاهر فريب

                          عشق يعنی تکيه بر بازوی باد

                                   عشق يعنی حسرتت پاينده باد

                                    عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او

                                       عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 23:56 توسط مسعود |



به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

وبه مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

                                                       دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد

                                                       نگهش دار به موسی شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم

سبر این کرم به ریبا شدنش می ارزد

 

 

 

 

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 23:51 توسط مسعود |



دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
                                                دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
                                                دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
 دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني

 

 

 

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی؟عشق من در ایینه ای است که هر روز در ان مینگری......چشمان تو قبله عشق من است من به ان مینگرم وزیر سایه بان ابروهایت به خواب میروم.خوابی عمیق به عمق اقیانوس. در مهربانی لبهایت خنده می روید.از چه گویم خمار چشمانت ، غنچه لبانت ... از چه .....!!؟

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 23:44 توسط مسعود |



یه در خواستی هست و پس واستی حتما

امیدوارم که نبیبی کم کاستی از من

صدها بار گفتم و باز می گم

حالا دیگه خود دانی چون من راست میگم

 

 

 

 ... سارا جون دوستت دارم عزیزم ...

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:59 توسط مسعود |



 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 18:46 توسط مسعود |





جدیدترین قالب وبلاگ


خدمات وبلاگ نويسان جوان